مهارت= امنيت + ارتقاي درجه

مهارت= امنيت + ارتقاي درجه

۱۵ تیر ۹۵ |

نقش آموزش در بهسازي نيروي  انساني

 

بشر از بدو خلقت تا کنون براي  غلبه بر طبيعت و نيازهاي خود در حال يادگيري و آموختن است. به طور کلي، آموزش کارکنان و اهميت آن در علوم اداري، بعد از جنگ جهاني دوم مورد توجه قرار گرفت و تا آن تاريخ فقط سازمان هاي محدودي بودند که به تدريس  و تعليم کارکنان خود مي پرداختند.

مفهوم آموزش

براي  آموزش تعاريف بسياري بيان شده است؛ برخي از متخصصان آموزش را عبارت مي دانند از «كليه كوشش هايي كه در جهت ارتقاي سطح دانش و آگاهي، مهارت هاي فني و حرفه اي و شغلي و همچنين ايجاد رفتار مطلوب در كاركنان يك سازمان به عمل مي آيد و آنان را آماده انجام و پذيرش مسؤوليت هاي شغل خود مي نمايند».
به طور كلي آموزش در داخل سازمان ها به منظور بهبود و كسب مهارت هاي شغلي جديد، آمــاده شــدن براي حــركت در مسيرهاي شغلي منـاسب و رفع نيازهاي حرفه اي به كار مي رود. و تنها مفهوم كارآموزي، كارورزي يا تمرين عملي در يك زمينه بخصوص را در بر نمي گيرد، بلكه دامنه آن بقدري وسيع و گسترده است و كه از فراگيري يك حرفه و يا فن ساده شروع شده و به احاطه كامل بر علوم و فنون بسيار پيچيده، چگونگي رفتار و برخوردهاي منــاسب در مقــابل مسائل انساني، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي منتهي مي شود.


اهداف آموزش نيروي انساني

به طور كلي هدف هر فعاليت آموزشي، تغيير در رفتار عملي افراد است تا  به افزايش مهارت و دانش در نزد فراگيران منجر شود كاركنان بتوانند وظايف خود را به طور مؤثر و كارآمد انجام دهند.

هدف هاي مهم آموزش

الف:كرل و كوزميت، شش هدف مهم آموزش را بدين ترتيب بيان مي كنند:

*  بهبود عملكرد

* به روز كردن اطلاعات كاركنان

*  ترفيع شغل

*  حل مسائل

*  آماده سازي براي ترفيع

*   آشنا سازي كاركنان جديد با اهداف سازمان

دكتر مير كمالي، هدف هاي آموزش نيروي انساني را چنين بر مي شمرند:

* هماهنگي با تغييرات و پيشرفت هاي علمي و تكنولوژي در جهان

* هماهنگي با تحولات سياسي و اقتصادي جامعه

* هماهنگي با نيازهاي جديد جامعه و ارباب رجوع

*  كسب مهارت هاي ادراكي، فني و روابط انساني

* كسب نگرش درست و آمادگي براي ايجاد تغيير در سازمان

* تامين نيروي انساني جديد به منظور جايگزيني

*  فراهم آوردن زمينه هاي ترفيعات

 

اهميت آموزش

آموزش نيروي انساني، سرمايــه گـذاري پرسودي به شمــار مي رود كه بـازده آن در شكوفايي و گسترش بهينه سازمان و همچنين در اعتلاي فرهنگ عمومي جامعه نقش مؤثري را ايفا مي كند.

آموزش يك عامل كليدي در توسعه محسوب مي شود و مي توان آن را يكي از مهمترين اقدامات براي افزايش كارآمدي سازمان دانست؛ «مطــابق آمــارهــاي موجود، شركت هاي معمولي آمريكا بيش از ۱۵۰۰ دلار در سال براي آموزش هر كارمند هزينه مي كنند كه ارقام صرف شده در مجموع معادل ۵۲ درصد كل فروش آن شركت ها مي باشد».

همچنين بررسي ها نشان داده است كه آموزش، به حفظ تداوم و بقاي سازمان منجر مي شود. يك بررسي سه ساله در سنگاپور نشان داده است كه ۱۷ درصد شركت هاي تجاري و صنعتــي اين كشور ورشكست شده اند كه از اين تعداد، كمتر از ۱ درصد شركت هايي بوده اند كه براي كاركنان شان دوره هاي آموزشي برگزار كرده اند.

 فوايد و مزاياي آموزش نيروي انساني

يکي از وظايف اصلي و حياتي در هر سازماني، آموزش کارکنان است؛ زيرا داشتن کارکنان ورزيده يکي از مهمترين عوامل در ميزان کارايي و کارآمدي سازمان به شمار مي رود. در زير به بعضي از مزاياي عمده آموزش کارکنان اشاره  مي شود:

الف :هر کسي در بدو ورود به سازمان، براي آشنايي با زير و بم شغل خود، به مدت زماني نياز دارد. برگزاري دوره هاي آموزشي با سرپرستي مربيان کارآزموده و باتجربه، زمان يادگيري را به حداقل  مي رساند و باعث افزايش بازده مي شود.آموزش، خاص افراد تازه وارد نيست، بلکه براي کارکنان باسابقه و باتجربه نيز بايد بنا به ضرورت  دوره هايي ترتيب داد.

ب: آموزش ايجاد طرز فکر صحيح نسبت به کار و سازمان است و انتظار مي رود بعد از پايان دوره، بينش و نگرش مورد نظر در کارکنان به وجود آمده باشد که رفتار آنها را در جهت مطلوب و همکاري مؤثر با سازمان تغيير دهد و ذهن آنها طوري شکل گيرد که از اهداف سازمان پشتيباني نمايند.

ج:حل مشکلات عملياتي در زمينه هايي مانند روابــط کــارگري، روابط انساني و همچنين مسائلي از قبيل ضعيف بودن روحيه کارکنان، حيف و ميل منابع و ضايعات بيش از اندازه و روش هاي عملياتي غلط يا بي اثر را نيز مي توان با آموزش رفع کرد.

د: چنانچه سازمان نتواند نيروي انساني مورد نياز خود را خارج از سازمان تامين نمايد، تنها راه چاره آموزش، تربيت يا حتي بازآموزي کارکنان موجود در درون سازمان است.

ه: داشتن مهارت هاي ويژه و سودمند موجب مي شود تا مسؤولان سازمان، ارزش و اعتبار بيشتري براي کارکنان خود قائل شوند و در نتيجه، امنيت شغلي بيشتر مي شود. طبيعي است که کسب توانايي ها و مهارت هاي بيشتر به قابليت ارتقاي کارکنان براي تصدي پست ها و مشاغل عالي تر و مهم تر نيز خواهد افزود.
 

نتيجه گيري

به طــور قطع بهبــود بهره وري عاملي نيست که با معجزه رخ دهد. بلکه بايد براي رسيدن به بهره وري با برنامه ريزي به کارکنان فرصت  داده شــود تا بتــوانند خلاقيت ها و استعدادهاي خود را بروز دهند. به نظر صاحب نظران براي رسيدن به اين آرزو بايد از هفت خواني گذشت که ساده ترين و مؤثرترين آن آموزش است.
به طور کلي قابليت انجام يک کار مولد را مي توان از طريق آموزش و توسعه و گسترش سيستماتيک شغل و برنامه ريزي

شغل بالا برد. کشورهايي مثل سوئيس و ژاپن که با کمبود منابعي مثل زمين، انـــرژي و منــابع معـدني مواجه هستنــد به خوبي دريافته اند که مهمترين منبع رشد و توسعه نيروي انساني، آموزش، ارتقاي انگيزه و بالندگي افراد جامعه است و سرمايه هاي هنگفتي در امر آموزش مي کنند، زيــرا معتقدنــد که  سرمايه گذاري در آموزش، نوعي سرمــايه گذاري بلنــدمدت است. بنابراين يکــي از اسـاسي ترين راههـــاي حصول به بهره وري ملي و ارتقاي سطح دانش و مهارتهاي مديران،کارشناسان و نيروي انساني، ازطريق آموزش هاي علمي و کاربردي مداوم و مستمــر است تا بتــوان به سطح مطلوبي از بهره وري در جامعـه  دست يافت.